| بررسي استفاده از تجهيزات مستهلك كننده انرژي در رفتار لرزه اي پل ها |
|
|
|
| نوشته شده توسط حامد رستميان،اكبر واثقي |
| پنجشنبه, 15 مرداد 1388 ساعت 15:29 |
خلاصهپلهای تیر دال با پایه های میانی قابی شكل یكی از انواع پلهای متداول شهری، به ویژه در تهران، می باشند در این نوع پلها نیروی اینرسی عرشه در طول اثر زلزله در جهت عرضی از طریق بلوكهای برشی انتقال مییابد و جذب و اتلاف انرژی با تشكیل مفاصل پلاستیك در عناصر زیر سازه صورت میگیرد. در این مقاله میراگر فلزی با رفتار هیسترزیس به جای استفاده از بلوكهای برشی در پلها پیشنهاد شده است، به همین منظور رفتار یك پل بتنی (قاب بتنی با تیرهای ضعیف) با دهانه 20 متری را مورد ارزیابی قرار دادهایم. برای مقاوم سازی پل مذكور، بلوكهای برشی را حذف كرده و از سه نوع از تجهیزات مستهلك كننده انرژی یعنی میراگر فلزی با رفتار هیسترزیس، میراگر ویسكوز و جداساز لرزه ای (به صورت مجزا) استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل های دینامیكی غیر خطی نشان می دهد كه تقاضای لرزه ای در عناصر زیر سازه نسبت به حالتی كه از بلوك برشی استفاده شده به شدت كاهش می یابد. ![]() مقدمه
یكی از مسائل مهم در طراحی و مقاوم سازی پلها كنترل نیرو و تغییر مكانهای لرزه ای می باشد این كنترل با افزایش سختی پایه ها، افزایش اتلاف انرژی در سازه و یا با كاهش انرژی ورودی به سازه قابل دسترس می باشد. راه حل دوم و سوم به دلیل ممانعت از افزایش نیروهای داخلی در سازه كه منجر به شكستهای ترد و یا در صورت طراحی مناسب منجر به تشكیل مفصل پلاستیك در سازه می شود، دارای برتری می باشد. همچنین پل ها به دلیل خصوصیات ویژه ای كه دارند بستر مناسبی برای استفاده از سیستم های مستهلك كننده انرژی می باشند، به طوریكه می توان قسمت اصلی سازه یعنی عرشه را از پایه ها، به راحتی جدا نموده و انواع تجهیزات مستهلك كننده انرژی را در این مكان (بین عرشه و پایه) قرار داد. امروزه تعداد زیادی از وسایل اتلاف كننده انرژی و جداسازهای لرزه ای در پلها به كار برده شده است كه مهمترین وسایل به كار برده شده میراگرهای ویسكوز و انواع مختلف جداسازها می باشد. یكی از اهداف جداسازهای لرزه ای، افزایش پریود اصلی سازه و دور نگه داشتن این پریود از پریود اصلی محتوای ورودی میباشد، همچنین برخی از جداسازها امكان ایجاد اتلاف انرژی را نیز فراهم می كند. دو نوع اصلی سیستم جداساز لرزه ای به صورت تكیه گاه های الاستومری (با و بدون هسته سربی) و تكیه گاه های لغزشی می باشد. هرچند تكنولوژی جداگرهای ارتعاشی به نسبت جدید میذباشد اما بررسی و مطالعات فراوانی در این زمینه انجام گرفته و به عنوان نمونه می توان از مطالعات و تحقیقاتی كه كه آقای Kelly در سال 1986 Buckle and Maye در سال 1990 و آقایان Datta و Jangid در سال1995 [1] در این زمینه انجام داده اند نام برد. عمل جداسازی عرشه از پایه ها در سطح جهان و همچنین در كشور ما نیز بسیار رایج می باشد ولی هدف از این اقدام، جلوگیری از اعمال نیروهای بهره برداری درون سطحی عرشه به پایه ها و كو له ها می باشد، در این نوع پل ها انتقال نیروی اینرسی عرشه در هنگام زلزله در جهت عرضی از طریق بلوكهای برشی صورت می گیرد و این عناصر در هنگام زلزله با رفتار الاستیك ، نیروی اینرسی تولید شده در عرشه را به پایه ها و كوله ها انتقال می دهند و جذب و اتلاف انرژی توسط عناصر زیر سازه با مكانیزم ایجاد مفصل پلاستیك در پایه ها صورت می گیرد. البته بسیاری از این پل ها به ویژه در كشورمان به دلیل اینكه در گذشته با توجه به فقدان آئین نامه های طراحی لرزه ای مناسب طراحی شده اند معمولاً احتیاجات لرزه ای را به منظور جذب و اتلاف انرژی در اعضای زیر سازه (پایه ها) تامین نمی كند به همین منظور، مقاوم سازی این پل ها با توجه به نقش آن ها در امدادرسانی پس از رخداد زلزله از اهمیت شایانی برخوردار می باشد. در صورتی كه بتوان نیروی اینرسی انتقالی از عرشه به پایه ها را به طریقی (اتلاف انرژی) كاهش داد می توان بدون استفاده از شیوه های مقاوم سازی متداول، سطح عملكرد پل ها را افزایش داد. در سال 2002 Sami Hanna Megally و همكارانش كلیدهای برشی بتنی را در محدوده رفتار غیر خطی طراحی و مورد آزمایش قرار دادند این كلیدهای برشی طوری طراحی شده بودند كه در هنگام زلزله، شبیه فیوز عمل كرده و مكانیزم خرابی با جذب و اتلاف انرژی در این اعضا صورت می گیرد و عناصر زیر سازه در حالت ارتجاعی یا غیر ارتجاعی محدود باقی می ماند [2]( (شكل 1-1 الف) البته منحنی های هیسترزیس (شكل 1-1 ب) به دست آمده از آزمایشها، حاكی از اتلاف انرژی به نسبت پایین در این بلوكهای برشی می باشد، همچنین این شیوه برای مقاوم سازی پلهای موجود قابل استفاده نمی باشد . به همین منظور استفاده از یك میراگر فلزی با رفتار هیسترزیس، بجای بلوك برشی پیشنهاد شده است. [3,4] تا به جای جذب انرژی در عناصر زیر سازه، جذب انرژی در این اعضا صورت گیرد. در واقع این میراگر در هنگام زلزله های شدید شبیه فیوز عمل كرده و مكانیزم خرابی با جذب و اتلاف انرژی در این اعضا صورت می گیرد و دیگر اجزای سازه در حالت الاستیك یا پلاستیك محدود باقی می ماند. در شكل 2 نمای شماتیك از پلهای رایج و نحوه مقاوم سازی پیشنهادی ارائه شده است. با توجه به رایج بودن پلهای دارای بلوك برشی، به منظور مقاو م سازی لرزه ای این نوع پل ها، می توان به راحتی بلوكهای برشی را حذف كرده و به جای آن از فیوز برشی پیشنهادی استفاده شود. مزیت دیگر این نوع میراگر هزینه به نسبت پایین و راحتی تعویضشان بعد از زلزله می باشد. ![]() ![]() شكل1- كلید برشی بتنی در محدوده رفتار غیر خطی پیشنهاد شده توسط S. Megally (الف(، منحنی هیسترزیس حاصل از آزمایش)ب) [2]
![]() شكل2- نمای شماتیك از پلهای رایج و نحوه مقاوم سازی پیشنهادی در این مقاله نخست با استفاده از تحلیل های استاتیكی غیر خطی و دینامیكی خطی به ارزیابی آسیب پذیری یك پل بتنی متداول پرداخته شده است. سپس رفتار پل آسیب پذیر مذكور را با استفاده از شیوه پیشنهادی و همچنین با استفاده از میراگر ویسكوز و جداساز لرزه ای مورد ارزیابی قرار داده ایم.
معرفی مدل پل پل مورد نظر، یك پل دو دهانه بتنی به طول 40 متر(دو دهانه 20 متری) و عرض 12 متر با یك پایه میانی و دو كوله می باشد. تابلیه پل متشكل از6 عدد تیر بتنی مسلح پیش ساخته به ارتفاع 1,4 متر كه به فاصله 2 متر از یكدیگر قرار میگیرند و دال بتن مسلح درجا به ضخامت 20 سانتیمتر می باشد. تابلیه در هر دهانه دارای 3 دیافراگم عرضی در محل تكیه گاه ها و وسط دهانه به ضخامت 30 سانتیمتر می باشد، پایه میانی شامل 3 ستون مدور به قطر 1,2 متر و ارتفاع 7 متر به فاصله 4,2 متر از یكدیگر می باشد كه به سر ستونی به ابعاد 1.2x0.8 منتهی می گردد. سیستم دستگاه تكیه گاهی نیز شامل نئوپرنهای مسلح به ابعاد 30x30 سانتیمتر و به ضخامت كل 49 میلیمتر (شامل سه لایه 11 میلیمتری و دو لایه 2,5 میلیمتری الاستومر و 4 صفحه فلزی به ضخامت 2 میلیمتر) كه ابعاد آنها مطابق با ضوابط آیین نامه آشتو [5] و فصل پنجم مرجع شماره 6 و شرایط اجرا و ساخت داخل كشور محاسبه شده است. مدلسازی و تحلیل پل با استفاده از نرم افزار sap2000 و به صورت سه بعدی انجام شده است. برای مدل تیرها و دال تابلیه با استفاده از مرجع شماره 7، جان تیرها با المان Shell و بال فوقانی و تحتانی آن با المان Frame با مقطع مستطیل مدل شده است و دال فوقانی عرشه، با المان چهار گره ای Shell در ناحیه فوقانی تیرها قرار گرفته است و اتصال دال عرشه به بال فوقانی با كمك المانهای صلب انجام گرفته است. دیافراگم عرضی نیز با المان Shell و پایه میانی و اجزای آن با المان Frame مدلسازی گردیده است. مدل پل در شكل 3 نشان داده شده است. ![]() شكل3- مدل سه بعدی پل در نرم افزار Sap2000
الاستومر تكیه گاهها با المان پیوند دو خطی گرهی در حد فاصل بین بال تحتانی تیرهای طولی و سر ستون مدل شده است و ضریب ارتجاعی برشی نئوپرن مساوی 1 كیلوگرم بر سانتی متر مربع در نظر گرفته شده است، سختی موثر الاستومرها از رابطه ذیل محاسبه شده است: ![]() شرایط تكیه گاهی مدل سازه به این صورت است كه اتصال پای ستونها به صورت گیردار كامل فرض شده است و اثرات اندركنش خاك- سازه صرفه نظر شده است و تیرهای طولی تابلیه توسط فنرهای خطی به سر ستون متصل شده است. با توجه به اینكه سختی دیواره كوله بسیار زیاد است لذا تیرهای طولی توسط فنرهای الاستومر به نقاط تكیه گاهی ثابت متصل شده اند و نیازی به مدل سازی مستقیم كوله ها نبوده است. در مدلی كه سازه بدون میراگر ارزیابی شده است یك نقطه از دیافراگم انتهایی تابلیه نیز در راستای عرضی به جای بلوك های برشی مقید شده است. سه نوع تحلیل استفاده شده در این مقاله شامل تحلیل تاریخچه زمانی خطی و تحلیل استاتیكی غیر خطی و تحلیل دینامیكی غیرخطی می باشد. در تحلیل دینامیكی غیر خطی المانهای قاب به صورت الاستیك و میراگرها و جداساز به صورت غیرخطی مدل شده اند.
شرح تجهیزات مستهلك كننده انرژی در این مقاله پل مورد نظر را با سه نوع از تجهیزات مستهلك كننده انرژی كه شامل میراگر فلزی جاری شونده، میراگر ویسكوز و جداساز لرزه ای مورد ارزیابی قرار داده ایم. 1- میراگر فلزی جاری شونده: این سیستم متشكل از چندین صفحه فلزی از جنس فولاد نرم میباشد كه به صورت موازی با هم قرارگرفته اند، این صفحات از بالا و پایین به المانهایی صلب متصل هستند. مطالعات تحلیل و آزمایشگاهی این سیستم به تازگی در پژوهشكاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی به اتمام رسیده است[4] در شكل 4 نمونهای از منحنیهای هیسترزیس این میراگر ارائه شده است. این میراگر در نرم افزار Sap2000 با المان غیرخطی wen با پارامترهای زیر مدل شده است. ![]() ![]() شكل4- منحنیهای هیسترزیس آزمایش شده میراگر فلزی جاری شونده
2- میراگر ویسكوز: عامل تعیین كننده در میزان نیروی ایجاد شده در این میراگرها، سرعت حاصله در این اعضاء می باشد. این میراگرها نیز وابستگی زیادی به دما و فركانس بارگذاری داشته و در حالت كلی در هم همه سطوح فركانسی، قابلیت جذب و استهلاك انرژی در سازه را دارا می باشند. رفتار این میراگرها با رابطه زیر بیان می شود: ![]() كه در آن F نیروی داخلی میراگر، v سرعت پیستون دمپر و C ,α مقادیر ثابتی از خصوصیات میراگر میباشد. در پل مورد بررسی برای هر طرف از تابلیه 2 میراگر ویسكوز استفاده شده است .این میراگر در نرم افزار با المان غیر خطی viscous با پارامترهای زیر مدل شده است.
![]() 3- جداسازهای سربی- لاستیكی: این سیستم از لاستیك طبیعی با میرائی پائین همراه با یك سوراخ مركزی از پیش تعیین شده می باشد، كه یك هسته سربی با فشار در این سوراخ خورانده می شود. تحت حركات و نوسانات افقی سازه، این هسته سربی به طور تقریبی تحت برش خالص قرار می گیرد و در حدود پائین تنش جاری گشته و تولید رفتار هیسترزیس مینماید كه به طور معمول در یك تعداد مشخص از چرخه ها پایدار می باشد. این میراگر در نرم افزار با المان غیر خطی rubber isolator با پارامترهای زیر مدل شده است.
Elastic Stiffness: 700 ton/cm , Post Yield Stiffness Ratio: 0.065 , Yield strength: 13.5 ton
مشخصات زلزله های ورودی شتاب نگاشت های انتخابی برای تحلیل تاریخچه زمانی مربوط به زلزله های كوبه، السنترو، طبس، بم و منجیل می باشد كه طیف وسیعی از شدت، مدت و محتوای فركانسی را شامل میشود. مقیاس كردن شتاب نگاشتها طبق آیین نامه 2800 ویرایش 3 صورت گرفته است، به طوری كه ابتدا طیف پاسخ هر یك از زوج شتابنگاشتها با استفاده از روش جذر مجموع مربعات با یكدیگر تركیب شده است، سپس طیف پاسخ تركیبی 5 زوج شتاب نگاشت، متوسط گیری شده و در محدوده زمان تناوب 0,1 تا 1 ثانیه با طیف طرح 2800 مربوط به زمین نوع II (شتاب مبنای طرح 0,35) مقایسه شده است.ضریب مقیاس بدست آمده 0,53. g می باشد. ارزیابی آسیب پذیری: آنالیز استاتیكی غیرخطی پل (بدون میراگر9) حاكی از تشكیل مفاصل پلاستیك، ابتدا در تیرها و بعد در ستون ها می باشد. تغییر مكان تسلیم قاب فوق 1,5 سانتیمتر و نیروی معادل آن 250 تن می باشد. تیرها در تغییر مكان حدود 12 سانتیمتر به مرحله شكست رسیده و سازه به مرحله گسیختگی می رسد (با توجه به ضوابط آیین نامه كالترنس [9] پل مورد نظر آسیب پذیر میباشد.) تقاضای شكل پذیری در بدترین حالت در زلزله كوبه (مقیاس شده به 0.53g ، زلزله طرح) و همچنین در زلزله كوبه مقیاس شده به MCE 0,70 g می باشد. منحنی پوش اور پایه میانی در شكل 5 نشان داده شده است.![]() ![]() شكل5- (الف( نحوه تشكیل مفاصل پلاستیك در پایه میانی(ب(
نتایج حاصل از افزودن میراگر فلزی جاری شونده استفاده از این میراگر بجای بلوك های برشی حاكی از آن است كه تقاضای شكل پذیری پایه میانی در بدترین حالت در زلزله كوبه (مقیاس شده به 0.53g، زلزله طرح) به كاهش یافته و همچنین در زلزله كوبه مقیاس شده به MCE 0,70 g كاهش یافته است. منحنی های هیسترزیس نشان داده شده در شكل 6 حاكی از اتلاف انرژی بسیار خوب این عناصر می باشد. در این حالت پایه میانی رفتار غیرخطی بسیار محدودی از خود نشان می دهد. همچنین تغییر مكان پایه میانی زمانی كه از میراگر فلزی جاری شونده بجای بلوك برشی استفاده شده است بسیار كاهش یافته است كه این خود نشان دهنده كاهش تقاضای لرزه ای در پایه میانی می باشد. در شكل 7 تاریخچه زمانی تغییر مكان پایه میانی در حالت بدون میراگر و با میراگر، با هم مقایسه شده است . نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه تنها مربوط به نیروی ایجاد شده در میراگرها نمی باشد بلكه به مقداری نیرو ایجاد شده در نئوپرنها نیز وابسته می باش د ماكزیمم نیروی ایجاد شده در هر نئوپرن حدود 6 تن می باشد در شكل 8 تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه ارائه شده است . استفاده از میراگر جاری شونده در سازه، به طور معمول سبب ایجاد تغییر مكانهای پسماند در عرشه می گردد اما به دلیل وجود سختی نئوپرنها در این حالت تغییر مكان پسماند در عرشه بسیار ناچیز می باشد.![]() شكل6- منحنی هیسترزیس میراگر فلزی در زلزله كوبه(طرح (الف)، زلزله طبس(ب) ![]() شكل7- تاریخچه زمانی تغییر مكان پایه میانی در حالت بدون میراگر و با میراگر در زلزله كوبه(طرح) ![]() شكل8- تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه نتایج حاصل از افزودن میراگر ویسكوز : شاید استفاده از میراگر ویسكوز صرفه نظر از مسایل اقتصادی مناسبترین راه مقاوم سازی پل ها باشد. مشخصات میراگر بكار رفته در این پل به صورتی است كه پایة میانی وارد رفتار غیر خطی نمی شود. نیروهای ایجاد شده در نئوپرنها با توجه به اختلاف فازی كه با سرعت دارد در زمان حداقل نیروهای ایجاد شده در میراگر ویسكوز رخ میدهد و حداكثر نیروهای ایجاد شده در میراگر ویسكوز در حداقل نیروهای ایجاد شده در نئوپرن ها میباشد كه این خود یك مزیت برای میراگرهای ویسكوز می باشد. منحنی های هیسترزیس میراگر ویسكوز نشان داده شده در شكل 9 حاكی از اتلاف انرژی بسیار خوب این تجهیزات در سازه میباشد. در شكل 10 تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه در حالت با و بدون میراگر ارائه شده است همانطور كه در شكل 10 نشان داده شده است میراگر ویسكوز موجب كاهش حدود 3,5 برابری نیرو نسبت به حالت الاستیك شده است. ماكزیمم نیروی تولید شده توسط عرشه در زلزله كوبه 175ton ، كه این مقدار كمتر از نیروی تسلیم قاب پل می باشد بنابراین قاب وارد محدوده غیر خطی نمی گردد. همانطور كه در شكل 10 نشان داده شده است، استفاده از میراگر ویسكوز باعث كاهش پاسخ در تمام زمان های میگردد همچنین استفاده از میراگر ویسكوز تغییر مكانهای پسماند در عرشه ایجاد نمی نماید. ![]() ![]() شكل9- منحنی هیسترزیس میراگر ویسكوز در زلزله كوبه(طرح (الف)، زلزله طبس(ب) ![]() شكل10- تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه
نتایج حاصل از افزودن جداساز سربی- لاستیكی: افزودن جداساز لرزهای موجب افزایش پریود سازه در جهت عرضی از 0,26 به 1,65 شده است. در این حالت با توجه به مشخصات انتخاب شده برای جداساز، پایه های میانی در محدوده رفتار الاستیك باقی مانده است. در شكل 11 منحنی هیسترزیس جداساز سربی- لاستیكی در زلزله های كوبه و طبس نشان داده شده است. ماكزیمم تغییر مكان عرشه نسبت به پایه حدود 10 سانتیمتر در زلزله كوبه می باشد. در شكل 12 تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه در حالت الاستیك و در حالت جداساز لرزه ای ارائه شده است كه حاكی از كاهش حدود 3 برابری نیرو می باشد. ماكزیمم نیروی تولید شده توسط عرشه در زلزله كوبه 202ton كه این مقدار كمتر از نیروی تسلیم قاب پل می باشد بنابراین قاب وارد محدوده غیر خطی نمی گردد. ماكزیمم تغییر مكان پسماند ایجاد شده در عرشه در زلزله منجیل حدود 1,7 سانتیمتر میباشد و تغییر مكان پسماند در زلزله طبس همانطور كه در شكل 13 مشاهده می شود، حدود 0,7 سانتیمتر می باشد. ![]() شكل11- منحنی هیسترزیس جداساز سربی- لاستیكی در زلزله كوبه(طرح (الف)، زلزله طبس(ب) ![]() شكل12- تاریخچه زمانی نیرو انتقال یافته از عرشه به پایه در زلزله كوبه
![]() شكل13- تاریخچه زمانی تغییر مكان نسبی عرشه نسبت به پایه در زلزله طبس
جمع بندی و نتیجه گیری كلی: - استفاده از تجهیزات مستهلك كننده انرژی و جداسازها در پل ها، با توجه به شكل ساده و درجات آزادی پایین پل، می تواند راهحل موثر و اقتصادی به منظور مقاومسازی لرزه ای پل ها به شمار آید. - استفاده از میراگر فلزی جاری شونده، میزان تقاضای لرزهای پایه میانی را حدود 3 برابر كاهش داده است. بنابراین استفاده از این شیوه برای مقاوم سازی لرزهای پل های موجود بسیار كارا و اقتصادی در مقایسه با شیوه های مقاوم سازی متداول و حتی استفاده از سایر تجهیزات مستهلك كننده انرژی، می باشد. - استفاده از میراگر ویسكوز، پاسخ سازه را در تمام لحظات كاهش می دهد. - در روش مقاوم سازی با استفاده از میراگر فلزی جاری شونده و یا میراگر ویسكوز تغییر مكان پسماند در عرشه ایجاد نشده است در صورتی كه در جداساز سربی- لاستیكی تغییر مكان پسماند در عرشه به وجود آمده است. - استفاده از جداساز لرزه ای، تغییر مكان نسبی عرشه را نسبت به دو روش دیگر بسیار افزایش می دهد، كه میتواند منجر به افزایش احتمال سقوط عرشه از پایه گردد. مراجع 1-M.C. Kunde and R.S. Jangid ”Seismic behavior of isolated bridges: A-state-of-the-art review” Electronic Journal of Structural Engineering, 3 (2003) 2-S.H. megally and P.F.Silva and F.Seible " Seismic response of sacrificial shear keys in bridge abutments", final report submitted Caltrans under contact No.59A0051, University of California, San Diego -3 رستمیان حامد ، "مطالعات تحلیلی و آزمایشگاهی تجهیزات مستهلك كننده انرژی برای مقاوم سازی پلها" ،پایان نامه كارشناسی ارشد، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، 1386 -4 واثقی، اكبر و رستمیان، حامد، "مطالعات تحلیلی و آزمایشگاهی تجهیزات مستهلك كننده انرژی برای مقاوم سازی پلها" گزارش در دست تهیه، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله 5-AASHTO, “Standard Specification for Highway Bridges” 16th ed. Washington DC, American Association of State Highway and Transportation Officials,1996. -6 طاحونی، شاپور، " طراحی پل" ، ویرایش دوم، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ ششم پائیز 1383 -7 پورنداف، مهدی " بررسی رفتار لرزهای پلهای مورب دو دهانه بتنی" پایان نامه كارشناسی ارشد، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، 1385 84 ، تهران، 1384 - -8 مركز تحقیقات ساختمان و مسكن "آیین نامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله- ویرایش 3"، استاندارد 2800 9-Caltrans, “Seismic design criteria” Ver.1.3 February 2004, California Department of Transportation Division of Services. |
![]() | امروز | 53 |
![]() | دیروز | 225 |
![]() | این هفته | 518 |
![]() | هفته گذشته | 1505 |
![]() | این ماه | 1213 |
![]() | ماه گذشته | 7541 |
![]() | کل بازدیدها | 198629 |
